نونا

زندگی قصه تلخی است که در آغازش بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم

...

 

دلم گرفته از بیرنگی تکرار . . .

نمیدونم چرا آدمها وقتی به آرزوهایی که هیچوقت فکر نمی کنند بهش می رسند ، دست پیدا می کنند ، تازه می فهمند که تمام اون چیزی نبوده که یک عمر دنبالش بودند .

این یعنی رسم روزگاره ؟؟

نمیدونم !

کاش این طور نبود . . .

کاش همیشه زندگی رنگ داشت ، مثل رنگین کمان .

کاش دوست داشتنها واقعی بود ، کاش دلتنگی ها حقیقت داشت .

افسوس که نمی دانستم اینهمه رنگ فقط در پشت نقاب آدمها ست .

افسوس که دیر فهمیدم . . .

دوستت دارم ، جمله ای نامفهوم است .

 

  
نویسنده : نونا ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
تگ ها : نونا