نونا

زندگی قصه تلخی است که در آغازش بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم

تبسم سبز


تبسمی سبز از پس کوچه های تنهایی

حضور مبهم دقیقه ها در کنار قاب خالی زمان

کجای این سر زمین خیالی از آن ماست

که چکاوک های به خون نشسته نوای بلبلان را سر می دهند

چه آسان خشک شد چشمه زلال باغ مادر بزرگ

و چه ساده نقش بست سایه تنهایی یک صندلی بر روی دیوار نم گرفته

کجای این زندگی مال من است

که سپیده پاک آزادیش سیاهی دیوانگی را سر میدهد

من کجای این زمین خاکی ایستاده ام !

 

 

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم

 و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی

 و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد

 آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر

 من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته

 و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

 

  
نویسنده : نونا ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٥
تگ ها : نونا

...

 

دلم گرفته از بیرنگی تکرار . . .

نمیدونم چرا آدمها وقتی به آرزوهایی که هیچوقت فکر نمی کنند بهش می رسند ، دست پیدا می کنند ، تازه می فهمند که تمام اون چیزی نبوده که یک عمر دنبالش بودند .

این یعنی رسم روزگاره ؟؟

نمیدونم !

کاش این طور نبود . . .

کاش همیشه زندگی رنگ داشت ، مثل رنگین کمان .

کاش دوست داشتنها واقعی بود ، کاش دلتنگی ها حقیقت داشت .

افسوس که نمی دانستم اینهمه رنگ فقط در پشت نقاب آدمها ست .

افسوس که دیر فهمیدم . . .

دوستت دارم ، جمله ای نامفهوم است .

 

  
نویسنده : نونا ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
تگ ها : نونا

...

 

گل من نگو شکستی گلدونت واست میمیره

 

 

 

  
نویسنده : نونا ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٦
تگ ها : نونا

فروغ فرخزاد

 

پرنده مردنی است

 

دلم گرفته است

 

دلم گرفته است

 

به ایوان میروم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

 

چراغ های رابطه تارکیند

چراغ های رابطه تارکیند

 

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

 

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است

 

 

  
نویسنده : نونا ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٤
تگ ها : نونا